خرید بک لینک
یکی از بهترین دوستام که از اتفاق هم اتاقی هم هستیم،هم رشته ای هم نیستیم حتی، اما پیش خودش منو رقیب فرض میکنه و نگران از اینکه حتی متوجه کاراش بشم...نمیگم همیشه ولی اکثر اوقات هر کاری از دستم بر اومده براش کردم و به جرئت میتونم بگم وقتایی بوده که فقط

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

اخرین پستی که گذاشتم 29 مهر بوده، از اون موقع تا حالا راجع به یه کاری با دکتر الف اتمام حجت کردیم،پیشنهاد همکاری با یکی از همکلاسیام رو قبول نکردم، به میزان زیادی درس نخوندم و دوتا میانترم هم از سر گذروندم... از همه ی اتفاقات که بگذریم میرسم به آدمی

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

این روزا حقایقی که از بقیه میدونم دارن ذره ذره وجودم رو از جا میکنند...مخصوصا وقتی این آدما برات مهم اند... شاید بی خبری خیلی خیلی بهتر باشه وقتی نمیتونی شرایط رو عوض کنی و فقط عذاب میکشی.. خدایا من به هیچ وجه آدم خوبی نبودم ولی خودت با لطفت همه چیز

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

فردا آخرین امتحان پایان ترم رو هم میدیم که به امید خدا ترم سه هم با تمام خوبی و بدی هاش تموم بشه... به شدت روزمرگی داشت اذیتم میکرد که خب اولین حرکت رو با ثبت نام تو کلاس آلمانی زدم تا از این وضع نجاتم بده...البته نه از روی سرخوشی یه چیزایی هم پشتش ه

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

امتحان پنجشنبه ی پیش رو که دادم با ف جانم رفتیم بیرون،کلی راه رفتیم حرف زدیم.ف گفت که بارها با آدمای دیگه اینجا اومده بوده ولی هرجایی رو باید با اهلش رفت.راست میگفت هرجایی رو باید با اهلش رفت کسی که با دیدن این همه ظرافت به وجد بیاد...جاتون خالی برا

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

خدایا تو این روزا که من تو چرایی وجودم هم موندم..،یه کاری کن حداقل این حجم از سختی ای که دارم تحمل میکنم و نمیکنم،نتیجه بده...
*سعدی

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

وقتی نیازت داره، نباشی هم هستی...

ولی وقتی نیازش داری،

هست و نیست...

منصفانه ی منصفانه...

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

الان درحالی دارم اینجا مینویسم که ساعت 9 میانترم دارم..

این چند روز تو دانشگاه اتفاقایی افتاد که بیشتر از قبل به هممون فهموند از ماست که بر ماست...بعدا راجع بهش مفصل می نویسم.

پ.ن1:ف جانم میدونم که زندگیت رو به آدما محکم گره نمی زنی، ان شاءالله آینده ای چندین برابر روشن تر با وجود آدمای فهمیده تر

پ.ن2:چقدر وجود قومیت های متفاوت تو دانشگاه قشنگه...

پ.ن3: امروز 31 فروردین 96 و تصمیمی که گرفتم رو یادم نمی ره...

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

یک شنبه 21 ساله میشم

نمی خوام راجع به اتفاقایی که افتاد حرف بزنم، چون خوباش هنوز نتیجه نداده و میخوام بداش یادم بره...

متر اندازه گیری م با آدمای دوروبرم اساسی فرق داره و این خیلی بده...

خدایا عاقبت بخیرم کن..

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

براش آرزو کردم که هیچ وقت محتاج بودن هیچ کس نشه مگر کسی که اونم محتاج بودنش باشه...

بره و روزگارش رو با آدمای بهتر و بیشتر از من بگذرونه...

همه ی حرفایی ک بهش زدم بخطر دروغی بودکه مدت ها بود می گفت و من فقط سعی در باور کردنش داشتم.. والبته که احمق پنداشته می شدم...

برچسب: نویسنده: بهنام نظری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی